السيد محمد علي الأبطحي

354

مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )

چنانچه خودش نتواند برود وبخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد بايد از كسى كه أو را أجير كرده اجازه بگيرد . ( مسأله 1980 ) : اگر كسى مستطيع شود ومكة نرود وفقير شود ، بايد هر چند به زحمت باشد بعدا حج كند . واگر به هيچ قسم نتواند حج برود ، چنانچه كسى أو را براي حج أجير كند ، بايد به مكة رود وحج كسى را كه براي أو أجير شده بجا آورد وتا سال بعد در مكة بماند وبراي خود حج نمايد ، ولى اگر ممكن باشد كه أجير شود واجرت را نقد بگيرد وكسى كه أو را أجير كرده راضى شود كه حج أو در سال بعد انجام گردد ، بايد سال أول براي خود وسال بعد براي كسى كه أجير شده حج نمايد . ( مسأله 1981 ) : اگر در سال أول استطاعت بدون تأخير به مكة رود ، ودر وقت معينى كه دستور داده اند به عرفات ومشعر الحرام نرسد ، چنانچه در سالهاى بعد مستطيع نباشد ، حج بر أو واجب نيست ، ولى اگر از سالهاى پيش مستطيع بوده ونرفته ، گرچه به زحمت باشد بايد حج كند . ( مسأله 1982 ) : اگر در سال أول استطاعت حج نكند سپس به سبب پيرى يا بيمارى وناتوانى حج ننمايد واز اين كه بعدا خودش حج كند نا اميد باشد ، بايد ديگرى را از طرف خود بفرستد ، بلكه اگر نا اميد هم نباشد احتياط واجب آن است كه أجير بگيرد ، وچنانچه بعدا قدرت پيدا كرد خودش نيز حج نمايد ، وهم چنين است اگر در سال أولى كه به اندازه حج رفتن مال پيدا كرده ، به سبب پيرى يا مرض يا ناتوانى نتواند حج كند ونا اميد از توانائى خود باشد ; ودر همه اين صورتها چنانچه منوب عنه مرد باشد ، بنابر احتياط واجب بايد نائب صروره باشد ، يعنى كسى كه اولين مرتبه حج رفتن أو است . ( مسأله 1983 ) : كسى كه از طرف ديگرى براي حج أجير شده ، بايد طواف نساء را نيز از طرف أو بجا آورد ، واگر بجا نياورد زن بر آن أجير حرام مىشود . ( مسأله 1984 ) : اگر طواف نساء را درست بجا نياورد يا فراموش كند ، چنانچه پس از چند روز يادش بيايد واز بين راه برگردد وبجا آورد صحيح است ، ودر صورت فراموشى چنانچه برگشتن برايش مشقت دارد مىتواند نائب بگيرد .